Sunday, September 13, 2009

مهندس امیر عباس انتظام را باید دوباره شناخت عباس امیرانتظام قدیمی ترین زندانی سیاسی

مهندس امیر عباس انتظام را باید دوباره شناخت
عباس امیرانتظام قدیمی ترین زندانی سیاسی

روز ۲۸ آذر برابر بیست و نهمین سالگرد زندانی شدن عباس امیرانتظام است که، قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و اسطوره مقاومت و شجاعت محسوب می شود. عباس امیرانتظام در اوایل انقلاب به اتهام جاسوسی به حبس ابد محکوم شد، اکنون مدتی است، جهت درمان بیماری هایش در خارج از زندان و در مرخصی استعلاجی به سر می برد. ماه گذشته پس از اتمام زمان مرخصی وی، دادگاه انقلاب حکم به بازگشت او به زندان داد. با این حال، پس از مدتی، مرخصی استعلاجی وی، به مدت ۳ ماه دیگر تمدید شد.
امیرانتظام به خاطر مقاومت و پایمردی بی نظیرش در میان کوشندگان راه ازادی و گروه های سیاسی از احترام زیادی برخوردار است.
او در سال ۱۳۲۷ضمن تحصیل در دبیرستان دارالفنون جذب جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق شد. در سال ۱۳۳۲ نامه اعتراضیه ی نهضت مقاومت ملی ایران به کودتای ننگین 28 مرداد را در تهران به نیکسون داد و تا سال ۱۳۴۲ در فعالیت‌های سیاسی نهضت آزادی ایران شرکت داشت. از سال ۱۳۴۹ تا روز دستگیری مجددا در کنار مهندس بازرگان به مبارزه پرداخت.
اندکی بعد از اشغال سفارت آمریکا، وی درحالیکه در کشورهای اسکاندیناوی به عنوان سفیر ایران فعالیت می کرد، به تهران فراخوانده شد و در ۲۸ آذر ۵۸ بازداشت شد.
فرشته بازرگان، دختر مهدی بازرگان اظهار داشته است، تنها دغدغه بازرگان تا واپسین روزهای عمرش مساله زندانی شدن امیرانتظام بوده، که او را رنج می داده است و مساله ازادی امیرانتظام را، به عنوان آرزویی ناکام یاد می کرده است.
امیر انتظام به اتهام مخالفت با نظام ولایت فقیه، فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به آمریکائیان دستگیر و پس از ۴۵۴ روز بازداشت در سلول انفرادی، در دادگاه ویژه انقلاب بدون حضور وکیل و هیئت منصفه به اعدام محکوم شد.
حکم اعدام وی، با تلاش شادروان مهدی بازرگان به حبس ابد تقلیل یافت. امیر انتظام، اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می‌باشد. او در تمامی این سالها خواستار برگذاری دادگاه تجدید نظر و اعاده حیثیت خویش شده است.
امیر انتظام در کتاب خاطرات خود می‌گوید:«پس از چهار صد و پنجاه و چهار روز اقامت در سلول انفرادی بدون ملاقات با کسی در روز ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ محاکمه ام شروع شده و در تمام این مدت از حق ملاقات و امکان مشاوره با وکیل محروم بوده‌ام، تنها ارتباط من با دنیای خارج از سلول، روزنامه بود که گاهگاهی به من می‌دادند و من همه مطالب آن را می‌خواندم و در سلولم نگاه می‌داشتم."
محاکمه امیر انتظام یکی از جنجالی ترین محاکمات، در تاریخ جمهوری اسلامی ‌می باشد. انتشار گزارش گالیندوپل گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل و انتشار عکسی از امیرانتظام در بهداری زندان با پاهائی که با زنجیر به تخت بسته شده بود، نام او را بر سر زبان ها انداخت.
امیر انتظام در مصاحبه با روزنامه جامعه در اردیبهشت ماه ۷۷ در باره اتهام جاسوسی برای آمریکا می‌گوید:
"در نوزده سال (از سال ۱۳۵۸تا سال ۱۳۷۷) گذشته منتظر چنین فرصتی بودم که این سؤال در داخل کشور از من پرسیده شود و من بتوانم مسائل را به اطلاع هموطنانم برسانم."
"شما اطلاع دارید که در دولت موقت من معاون نخست وزیر، سخنگوی دولت و مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانه‌ها در داخل کشور بودم، از جمله آمریکا؛ و ما باآمریکا بیشترین قراردادها را داشتیم، چیزی حدود ۱۲۰۰ قرارداد ؛ بنابراین مراجعهٔ آنها برای ارتباط با دولت بیشتر با نخست وزیری انجام شد. چه آقای سولیوان به طور شخصی و یا کاردار ایشان و یا از طریق مکاتباتی که با ما صورت می‌گرفت. بنابراین ملاقات‌ها به صورت روزانه یا چند بار در هفته انجام می‌شد. ملاقات‌ها کاملاً رسمی و در دفتر نخست وزیری انجام می‌گرفت و معمولاً در حضور عده‌ای از همکاران من که در قسمت سیاسی کار می‌کردند در دفتر خودم اتفاق می‌افتاد. نامه‌هایی را که نمایندگی‌های دولت‌های خارجی در ایران به نخست وزیری می‌نوشتند، من مطالعه می‌کردم و نتیجه را به مهندس بازرگان، نخست وزیر، اطلاع می‌دادم. این مسئولیت را آقای بازرگان به من داده بودند."
"ما با همهٔ سفارتخانه‌ها مکاتبه می‌کردیم و جواب نامه‌های آنها را می‌دادیم. از جمله سفارت آمریکا. بعد‌ها وقتی در آبان ۱۳۵۸ سفارت آمریکا اشغال شد و اسمش را گذاشتند جاسوس خانه، تمام مکاتباتی را که از آنجا به دست آوردند، به عنوان اسناد لانهٔ جاسوسی تلقی کردند، در حالی که این اسناد مکاتباتی رسمی و قانونی است که بین دولت آمریکا و دولت ایران انجام شده و بخشی از آنها را من از طرف نخست وزیر امضاء کردم، اما آنهایی که سفارت را اشغال کردند، این نامه‌ها را به عنوان اسناد جاسوسی علیه دولت وقت و شخص من مورد استفاده قرار دادند."
پس از ترور اسدالله لاجوردی، امیر انتظام در مصاحبه‌ای که در شهریور ماه ۷۷ با رادیو آمریکا انجام داد، لاجوری را «جلاد» نامید و به انتقاد از عملکرد لاجوردی پرداخت. این مصاحبه منجر به تشکیل پرونده‌ای جدید علیه وی با شکایت خانواده لاجوردی به اتهام «تهمت» و شکایت مدعی العموم به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» شد و در سال ۷۹ مجددا به اوین بازگردانده شد. اولین جلسه دادگاه چندین سال بعد و در دوارن فروکش کردن تب اصلاح طلبی، ۲۳ خرداد ۸۵ برگزار شد.
او در دادگاه تاکید کرد: «هرآنچه در مصاحبه سال ۷۷ گفتم، حقیقت است.» دستگاه قضایی چندی بعد علیرغم زندانی کردن وی، این پرونده را راکد گذاشت.
آخرین دوره زندانی که در اردیبهشت ماه سال ۸۲ با انتشار طرح رفراندوم برای تعیین حکومت به آن گرفتار شد، در مهرماه سال ۱۳۸۶ و زمانی متوقف گردید که به گواه پزشکان انواع بیماریها و نیاز به عمل جراحی فوری ماندن وی را در زندان غیرممکن کرده بود.
او اکنون رسما یک زندانی است که در مرخصی استعلاجی به سر می‌برد و هر روز ممکن است به زندان بازگردانده شود.
امیرانتظام در ۲۸اگوست ۲۰۰۸، نامه ای به دبیرکل سازمان ملل بان کی مون نوشت و خواستار دخالت سازمان ملل و کمک آنها در برقراری حقوق بشر و آزادی در ایران شد.وی این نامه را روی سایت petitiononline.com قرار داد و شروع به جمع آوری امضا کرد.
وی در باره ی وضعیت روحی و جسمانی خود و شرایط زندان برای زندانیان بویژه زندانیان بیمار می گوید: "از نظر روحی بسیار خوبم ولی جسمم به بیماری های متفاوتی دچار شده است. وضعیت بسیار بدی در زندان ها وجود دارد و اکثر اقدامات زندانبانان، نقض حقوق بشر است."
دریادار امیر هوشنگ آریان پور می نویسد: "امیر انتظام اسطوره ی شکست ناپذیر مقاومت در برابر ظلم و ستم و بیعدالتی است. او بالغ بر ۳۰ سال از عمر گرانبهایش را صرف مبارزه با بیعدالتی کرده است و بهیچوجه حاضر به امضای توبه نامه های فرمایشی در مقابل آزادی خود نشده است. بیایید از او بیاموزیم تا چگونه با نثار جان خود، بذر آزادی را در شوره زارهای وطنمان بکاریم."
نام و شجاعت و استقامت عباس امیر انتظام در تاریخ ایران پایدار و جاوید خواهد ماند
زنده باد آزادی ـ پاینده باد ایران
دکتر پرویز داورپناه ـ ۲۷ آذرماه ۱۳۸۷

بیانیه مهم انقلاب سبز در خصوص روز قدس سبز


Friday, September 11, 2009

Khamenei Issues Warning to Iranian Opposition

Khamenei Issues Warning to Iranian Opposition
By NAZILA FATHI
Published: September 11, 2009

TORONTO — Iran's Supreme Religious Leader, Ayatollah Ali Khamenei, warned opposition leaders of a “harsh response” Friday if they continued challenging the government, a move that analysts said opens the way for their possible arrest.

Read More

Friday, September 4, 2009

The Daily Star - Opinion Articles - Now arrives the autumn of our discontent with Iran

The Daily Star - Opinion Articles - Now arrives the autumn of our discontent with Iran

Shared via AddThis

در باره دین چه گفته شده است

در باره دین چه گفته شده است

یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون
فلاسفه زیادی را کشته اند.

"دنیس دیروت"

ادیان و مذاهب علت اساسی جنگ‌ها و مخالفت با اندیشه‌های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتاب‌هایی که بنام مقدس آسمانی معروف‌اند، کتب خالی از ارزش و اعتباراند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون وارسطو و سقراط خدمت مهم‌تر و مفیدتری به بشر کرده‌است.

"زکریای رازی"

وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه میکنند.

"رابرت گرین اینگر سول"

ادیان همه مانند یکدیگرند، مبتنی بر افسانه ها و اسطوره ها هستند.

"توماس جفرسون"

دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است.

"ناپلئون بناپارت"

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند.

"جومو کیانتا"

مذهب تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است.

"ناپلئون"

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنارفقر و فلاکت مى گذرد.

"سوزان ارتس"

کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند . . . اين طبيعى است. چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند.

"رابرت گرین اینگر سول"

قسمتهايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهايى از آن
را که مى فهمم معذبم مى کنند.

"مارک تواین"

به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.

"نیچه"

مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مرد نامرئي در آسمانها زندگي ميكند كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد، لحظه به لحظه آن را . و اين مرد
نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها را انجام دهي و اگر
يكي از اين كارها را انجام دهي، او تو را به جايي ميفرستد كه پر از آتش و
دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني، رنج بكشي، بسوزي و فرياد و ناله كني ... ولي او تو را دوست دارد!

"جورج كارلين"

دین مانند قرص است، نجويده فرو دهيد . . .

ناشناس

ايمان يعني اين كه نخواهي بداني واقعيت چيست.

"نیچه"

يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه اخلاقيات بوسيله دين دزديده شده است.

"آرتور سي كلارك"

مذهب، آه خلق ستمديده است، قلب دنياي بي قلب و روح شرايط بي روح . مذهب افيون توده هاست.

"كارل ماركس"

آنجا كه علم پايان مي يابد، مذهب آغاز ميگردد.

"بنجامين ديزرائيلي"

دین افساری است که به گردنتان میاندازند تا خوب سواری دهید و هرگز پیاده نمیشوند باشد که رستگار شوید.

"کائوچیو"

اولین روحانی یک شیاد بود که به یک ابله رسید.

"والتر"

Wednesday, September 2, 2009

Iranian boy who defied Tehran hardliners tells of prison rape ordeal - Times Online

Iranian boy who defied Tehran hardliners tells of prison rape ordeal - Times Online

Shared via AddThis

Iran's Flip-Flopper Supreme

The New York Times
By ROGER COHEN
Published: September 2, 2009

PARIS — Will the real Ayatollah Ali Khamenei please stand up?

On June 19, a week after Iran’s disputed presidential election, the supreme leader shed the garb of the lofty arbiter to deliver a raging sermon in which he warned of “bloodshed and chaos” in Tehran if protests continued. They did, the next day, and I will never forget the blood that flowed at Khamenei’s behest.

READ MORE

Rant - Legal and Official Rape in Iran Prisons

Rant - Legal and Official Rape in Iran Prisons

Shared via AddThis

American Chronicle | Criminalizing religion: Bad things in Iran

American Chronicle | Criminalizing religion: Bad things in Iran

Shared via AddThis

Saturday, August 29, 2009

What Really Happened At Behesht Zahra Cemetery On The Nights Of July 13-15?

What Really Happened At Behesht Zahra Cemetery On The Nights Of July 13-15?

Do these stones, in Tehran's Behesht Zara cemetery, mark the graves of dozens of victims of Iran's postelection violence?
August 28, 2009
In this blog post, the author, who says he/she is the child of a Behesht Zahra cemetery worker, writes about reports of the secret burials of many victims of Iran's postelection violence:

I am a student and my mother is an employee at the cemetery. Our financial situation isn’t good and all of us are loyal supporters of [Iranian President Mahmud] Ahmadinejad. (You may judge this as you wish!)

Read More

Friday, August 28, 2009

How Iranian should remove IRI

This is a discussion between Iranians to find legal means and Internationally legitimate approach to remove the criminal regime of Khamenei and establish a republic and rule of law in the nation.

Thursday, August 27, 2009

Insider : on the Independent Truth finding report

Insider : on the Independent Truth finding report

Interim report of Majlis Independent Truth finding committee (Larijani’s committee, not the National Security Coucil’s) is devastating for Coup. Shocking revelations. Ali Larijani is being briefed on it today.I assume that the most horrifying parts will be classified & only reported to Majlis, leadership committee, Government Officials as well as Expediency & Experts.

Read More

We Will Never Forget Our Brothers And Sisters : Twitc.com

We Will Never Forget Our Brothers And Sisters : Twitc.com

Shared via AddThis

Tuesday, August 25, 2009

Wednesday, August 19, 2009

MikVerbrugge : Sadeq's ascent to judiciary is the decisive turning point

19 August 09
Comments
Insider : Sadeq's ascent to judiciary is the decisive turning point

»Saeed Mortazavi, District Attorney of Tehran will be removed by Ayat. Sadeq Larijani after consultation with assembly of experts & expediency.
When will this happen?
His transfer order was signed by Sadeq this morning. He’ll be getting a desk job, allowing new DA to investigate him.

Read More

Saturday, August 15, 2009

"Medieval torture" in Iran's prisons, says opposition leader

Defeated opposition candidate in Iran's disputed presidential elections, Mehdi Karroubi, has accused authorities of torturing arrested protest.
Read More

Thirty Years later



Thirty Years Later ...

Wednesday 12 August 2009

by: Mahbod Seraji, t r u t h o u t | Perspective
http://www.truthout.org/081209R

Woman mourns Neda.
An Iranian woman whose daughter was killed in post-election violence prays at the grave of Neda Agha Soltan, another victim of the backlash against the opposition. (Photo: AP)

Read More

Monday, August 10, 2009

NIAC The Mullahs' Voice?

Subject: Clarification Re NIAC & Timmernan's Article

Dear all,

In follow-up to my distribution of Kenneth Timmerman's article re NIAC, please note that I do NOT endorse Mr. Timmerman's political ideology, nor do I endorse whatever he publishes! In fact, I am extremely anti Neocon, never voted for Bush/Cheney team as I truly consider Bush & especially Cheney to be the Hitler type mad men, and when McCain's infamous "Bomb Bomb Iran" came to light during his campaign, I vehemently & tirelessly campaigned against his election, if not for his qualifications, for making such a barbaric statement re our beloved Iran!

However, the questions Mr. Timmerman has raised re NIAC and re NIAC's close ties with the Islamic Regime of Iran in his article of "The Mullahs' Voice" all seem to be very legit & good questions which remain to be the root of the mistrust of many Iranians like me for NIAC! When assessing this article, one must raise the specific statements of Kenneth Timmerman considered to be inflammatory & incorrect. Otherwise, using his political ideology of being a "right-wing Neocon" is really a poor excuse in an attempt to trash all the good questions he has raised re NIAC & their practices.

NIAC says that "
...Since its inception in 2002, NIAC has effectively represented Iranian Americans on Capitol Hill, giving the Iranian-American community a powerful voice. NIAC has a presence on both coasts and in the American heartland. Members of Congress are now counting on hearing from NIAC and benefiting from the perspective of Iranian Americans..." (http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=315&Itemid=89).

However, many of us belonging to NIAC's referenced "Iranian-American Community" have NEVER VOTED for NIAC members to be "represented" by them, nor do we have a clue as to what NIAC is up to using the representation of us the "Iranian-American Community" as an excuse! Even disregarding all of the questions Timmerman has raised re NIAC, the FACT that NIAC is using the representation of us "The Iranian American Community", without being chosen by us for such representation, as the excuse to pursue their PRIVATE lobbying goals & agenda shall remain the main issue a lot of us continue to have with NIAC & NIAC's lobbying efforts!

How dare such a private lobbying organization is doing their business while collecting grants & funds (much of which are from individuals & special interest groups) by using us "The Iranian American Community" as an excuse? And how dare NIAC unilaterally & however indirectly, promotes an Islamic ruling Regime for our beloved Iran when the majority of Iranians wish for a Secular Democratic system for Iran, which means NO Theocracy! Don't you see how undemocratic & questionable such actions of NIAC are? As an educated adult knowing better than being USED as a pawn by such a private entity, don't you feel like questioning NIAC's real intentions & motives?

Moreover, the questions I have raised re NIAC are not just mine, and indeed are the results of the hundreds of e-mails I have received raising such questions & concerns re NIAC's real intentions & encouraging us the active Iranian Community to STOP NIAC from supporting Mullahs & preserving an Islamic Regime for Iran! If NIAC's main goal is not supporting and preserving Iran's current Islamic Regime, then why don't they openly & publicly say so?

These days, I truly admire everyone (especially, our college age patriotic Iranians who mostly make-up the majority of NIAC helpers) protesting & working very hard for our beloved Iran's freedom & democracy. I just hate to see any of them or any of the rest of us fighting for Iran's freedom, to be misguided & derailed from attaining victory by the special interest lobbyists working hard to preserve an Islamic Regime for Iran!

Long Live Iran,
Afsaneh

Monday, August 3, 2009

Write to your Congressmen & White House


Please Use the link : http://tinyurl.com/nk4kmk
To send the following Letter to your Congressmen & White House




August 3, 2009
The President
The White House
1600 Pennsylvania Ave., NW
Washington, DC 20500
Re: Investigation into crimes committed by Ali Khamenei
Dear President Obama:

We need your support for: Investigation into crimes committed by Ali Khamenei

To: Prosecutors of the International Court of Justice

Dear Madams/Sirs, Prosecutors of the International Court of Justice,

Based on the constitution of the Islamic regime ruling Iran, Ali Khamenei, the leader designated as The Absolute Theocratic Guardianship, has unlimited authority, his commands must be unconditionally enforced and he cannot be challenged or opposed in any way. As such, Ali Khamenei acts in nothing more than in his own self-interest, in dereliction of his duty to safeguarding the lives, property and dignity of the people of Iran and maniacally runs rough shod over our nation; and with the aid of his oppressive henchmen, they add to the multitudes of the tortured and murdered of this land. This is a dictator whose inept and brutal policies has stiffled any expression of dissent and has squarely put our country in the path of destruction.

This suffocation and continued injustice has drowned out the voices of protesting groups such as the legions of workers, teachers, students, writers, journalists, bloggers, etc. Each day the number of the executed and tortured, in the prisons increases, all simply as a result of differences of opinion or opposition to the regime's course of action.

As a result, in view of the recent warrant issued by your court, in the case of Omar al-Bashir, the criminal leader of The Sudan, we the below signatories, call upon you to also investigate crimes committed by Ali Khamenei, and to also issue a warrant for his arrest.

http://www.petitiononline.com/akcriems/

Sincerely,


Saturday, August 1, 2009

Masih Alinejad Speech in San Francisco on July

Al Jazeera English - Focus - Iran: The end of the Republic?

The end of the Republic?

Shared via AddThis

An Iranian girl stands Taller than anyone .

An Iranian girl stands among worshippers performing the weekly Friday prayers at Tehran university on July 31, 2009. She is reaching God by standing up to the regime.

Wednesday, July 29, 2009

Iran will rise above the ashes

Iran will rise above the ashes

By Amir Soltani Sheikholeslami and Rita Nakashima Brock July 30, 2009

IN HIS 1998 speech to the American people, Iran’s reformist president, Muhammad Khatami, said he prayed that “at the close of the 20th century, people would . . . begin a new century of humanity, understanding and durable peace, so that all humanity would enjoy the blessings of life.’’



Khatami’s address marked a stunning departure from the anti-Americanism that had fueled the Iranian revolution. A scholar of The Enlightenment, he praised Alexis de Tocqueville’s “Democracy in America,’’ which “reflects the virtuous and human side of this American civilization. In [Tocqueville’s] view, the significance of this civilization is in the fact that liberty found religion as a cradle for its growth, and religion found protection of liberty as its divine calling. Therefore, liberty and faith never clashed.’’

By insisting on the compatibility of religion and liberty in America, Khatami laid a philosophical foundation for bridging the political divide between Iran and the United States. He did not vilify the United States as the “Great Satan.’’ Instead he held the United States as a model for emulation - a democratic civilization whose success reflected the ingenious combination of the principles of religion and the virtues of liberty.

The promise of hope abounded. Like the mythical Persian Phoenix, Khatami and the reformists carried many dreams on their wings.

Invoking the words of the poet Saadi - “the children of Adam are limbs to each other, having been created of one essence’’ - President Obama’s Nowruz address to the Iranian people was a gracious, if belated, response to Khatami’s prayers.

Instead of dehumanizing Iranians by branding Iran as part of an “axis of evil,’’ Obama opened a new space by asking Iranians to imagine “the promise of a new day - the promise of opportunity for our children, security for our families, progress for our communities and peace between nations.’’ In Obama’s own Christian tradition, the Persian paradise - paradise is an old Iranian word - figures prominently in hopes for justice and peace.

Yet, tragically, the Persian Phoenix - the promise of paradise - lies incinerated on the streets of Tehran.

The iconic image of Neda Agha Soltan, a young woman whose dying moments shook the conscience of the world, has exposed the face of a nightmare: Ayatollah Ali Khamenei, Iran’s supreme leader.

Khamenei is intent on denying Iranians the blessings of life and liberty by sanctifying fraud and force in the name of religion. Having wrapped himself in a tissue of lies to fix Iran’s 2009 elections to protect his toxic dauphin, Mahmoud Ahmadinejad, Khamenei has blamed the Iranian people’s protests on the United States and Britain.

But Khamenei’s old formulas will fail. The days of holding Iranians hostage in the name of waging God’s wars against Satan are over.

Although foreign powers have recognized Ahmadinejad as Iran’s president, the deed is far from done.

Iran’s crisis is no longer about the sanctity of Ahmadinejad’s vote. It is about Khamenei’s abduction of the republic and usurpation of religion. Khamenei has shattered his religious authority by converting the Iranian state into a caliphate whose guardians prey on the corpse of Iran’s children in the name of guarding the constitution of an absent sovereign: the Hidden Imam.

In a fatwa issued on July 11, Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri condemned Khamenei as an unjust ruler whose decrees were “null and void.’’ Iran’s former president, Ali Akbar Rafsanjani, implicitly criticized the handling of the elections for sowing doubt and called for the release of political prisoners. Khatami and the Association of Combatant Clerics called for a national referendum to be monitored by “a neutral body that people can trust.’’

With the presidential oath scheduled for as early as Sunday, Khamenei stands alone, isolated and exposed. Virtually all of Iran’s ancient religions and traditions bind its people to the rejection of falsehood. Whether or not Ahmadinejad takes the oath, Iranians will not accept it and Obama should not recognize force and farce as a substitute for faith and freedom.

Amir Soltani Sheikholeslami is operations director at Omid for Iran. Rita Nakashima Brock, coauthor of “Saving Paradise,’’ is director of Faith Voices for the Common Good.

آقای خامنه ای! تمامش کنید!

آقای خامنه ای!
ده سال بیشتر است که عادت کرده ام که هر روز طنزی بنویسم، و به برکت اوضاع احمقانه کشور که تحت عنایات خاصه حضرتعالی اداره می شود، همیشه آنقدر سوژه در دست و بال مان هست که بتوانیم بنویسیم چیزی که مردم بخندند، بخندند و بتوانند کمی نیرو بگیرند تا بار دشوار زندگی تلخی را که حکومت شما بر شانه های شان گذاشته تحمل کنند. امروز هم می خواستم چیزی بنویسم که نامه عزت ضرغامی را خواندم، هنوز تمام نشده حرف های قالیباف را که پس از مدتها منتشر شده شنیدم، و هنوز زمانی نگذشته تصاویر شکنجه شده های کهریزک را دیدم. روزگار زشت و تلخی است اینکه این روزها می رود و می گذرد که خنده شرم دارد از آنکه بر لب بنشیند و خنداندن معصیتی است که به دشواری می توان نزدیکش شد. آیا می فهمید دارید چه می کنید؟ آیا تصاویر آن همه کشتگان معصوم را دیده اید؟ آیا می دانید که دستبوسان و کاسه لیسان آستان ولایت تان دارند چگونه فرزندان این کشور را با زشت ترین شیوه ها و غیر انسانی ترین رفتارها نابود می کنند؟ اگر نمی دانید، بگوئید آنان که می دانند برایتان بگویند و اگر می دانید وای بر شما که شرم از رهبری این مملکت ندارید.



ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول
زین هواهای عفن، وین آبهای ناگوار

آقای خامنه ای!
شما مسوول مستقیم اتفاقاتی هستید که در کشور می گذرد، شما با تبریک زودهنگام و بی دلیل تان به عزیزکرده بارگاه تان به او جرات دادید تا به جان ملت بیفتد. شما در نماز جمعه دستور کشت و کشتار مردمی را صادر کردید که حتی دست

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/681



Iran Prez Hold Shaky in Latest Challenge

Iran Prez Hold Shaky in Latest Challenge

A Possible No-Confidence Vote by Parliament Could Push Out Ahmadinejad

More than a month after a presidential election that some called a "political earthquake," the ground is still shifting under disputed Iran President Mahmoud Ahmadinejad.

His political moves have angered some conservatives, forcing a crack in the hard-line camp in that could threaten his hold on power. Tensions between conservatives siding with Ahmadinejad and others with Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei have raised the likelihood of a vote of confidence by Iran's parliament, which could cost Ahmadinejad his job.

This week Ahmadinejad dismissed his Intelligence Minister Gholamhossein Mohseni Ejehei, perceived to be close to Khamenei, after a week of tension with the supreme leader over his choice of vice president. Ahmadinejad had appointed his relative, Esfandiar Rahim Mashaei, to the post, a move that angered some conservatives and led Khamenei to order the vice president's dismissal. When Ahmadinejad insisted on keeping him in place a letter from 200 parliament members, more than two-thirds of the body called on him to "correct his behavior [and] follow the leader's opinion seriously," according to local press reports.

Report on Kahrizak Detention center

گزارش

چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸
بعد از ده ها قربانی

دستور تعطیلی گوانتاناموی ایران صادر شد

بازداشتگاه کهریزک در شرایطی به دستور آیت الله خامنه ای تعطیل می شود، که هر روز اخبار تازه ای از اتفاقات موحشی که در این زندان غیرقانونی روی داده، به گوش می رسد. به گفته کاظم جلالی، سخنگوی کمیته ویژه پیگیری بازداشت‌شدگان اخیر در مجلس، بازداشتگاه کهریزک به علت "استاندارد نبودن" و نداشتن شرایط لازم برای حفظ حقوق بازداشت‌شدگان تعطیل شده است؛ این در حالیست که تاکنون به این سوال پاسخ داده نشده است که این بازداشتگاه زیر نظر چه سازمان یا نهادی بوده و چه کسی در قبال جنایت های صورت گرفته در این بازداشتگاه مخوف پاسخگو است.

سوله ای در توابع شهر ری

بازداشتگاه کهریزک متشکل از چند سوله است که در شهرسنگ، از توابع شهرری استان تهران قرار دارد و حدود سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به "جزیره" با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهره برداری قرار گرفت. پس از انتصاب سردار رادان به فرماندهی تهران بزرگ، این بازداشتگاه که در سطحی پایین تر از زمین قرار دارد و امکان هواخوری برای زندانیان وجود ندارد برای نگهداری و شکنجه بازداشت‌شدگان طرح ارتقای امنیت اجتماعی و به طور مشخص طرح اراذل و اوباش استفاده می شد.

در سالهای گذشته بازداشتگاه کهریزک به محل جمع آوری معتادان و آن طور که مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی می گفتند، اراذل و اوباش، تبدیل شده بود اما پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد بسیاری از بازداشت شدگان به این بازداشتگاه سوله ای که فاقد هرگونه امکانات اولیه بهداشتی و رفاهی است منتقل شدند. بر اساس گزارش ها و گفته های شاهدان عینی بازداشت شدگان در بدو ورود به این بازداشتگاه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و روزهای متوالی بدون غذا نگهداری شده اند. همچنین گزارش شده است که در این بازداشتگاه مخوف برای شکنجه زندانیان بدن‌ها را خیس می‌کنند و بعد با شلنگ و سیم، بازداشت‌شده‌ها را کتک می‌زنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند.

شکنجه های سردار رادان

سایت موج آزادی به نقل از شاهدان عینی گزارش داده است : در یک سوله‌ 200 متری بدون وجود دستگاههای تهویه‌ هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدن‌هایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتاده‌اند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری می‌شوند. بازداشت‌شده‌ها حدود 100 نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شده‌اند. آنها صف می کشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقه‌ای از هوای بیرون تنفس کنند.

به گفته بازداشتی های تازه آزاد شده از کهریزک، هر روز صبح سردار رادان به این محل سرکشی می‌کند و خود شخصا هر روز چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد. بهترین ابزار شکنجه در دست رادان، شلنگ است. وقتی صبح هر روز صدای هلیکوپتر می‌آید، بچه‌ها به خود می‌لرزند و می‌فهمند که رادان آمده است.

بر اساس همین گزارش یکی از بازداشتی‌ها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بینایی خود را از دست داد؛ ولی با این وجود شکنجه‌گران کهریزک او را از این محل غیر بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشت‌شدگان به اوین منتقل می‌شوند و فردی که بینایی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوین در حرکت بود، بر روی پای یکی دیگر از بازداشت شدگان جان سپرد.

محمد کامرانی و محسن روح الامینی دو جوانی هستند که در این بازداشتگاه به شدت شکنجه شده و بر اساس گزارش ها زیر شکنجه جان خود را از دست داده اند. هر دوی آنهابه گواهی پزشک و خانواده شان آثار شکنجه بر جسمشان نمایان بوده و دچار بیماری عفونی نیز شده بودند. اما قاضی مرتضوی دادستان تهران اعلام کرده است که این دو جوان از قبل بیماری مننژیت داشته اند. این درحالیست که وزیر بهداشت شیوع بیماریهای عفونی در بازداشتگاه ها را تایید کرده است.

پایگاه اینترنتی امیرکبیر تعداد بازداشت شدگان منتقل شده به کهریزک را 140 نفر عنوان کرده است اما هنوز مشخص نیست تاکنون چه تعداد در این بازداشتگاه بوده و چه تعداد جان خود را در این بازداشتگاه از دست داده اند.

مشاهدات یک شاهد عینی

رضا یاوری که در بازداشتگاه کهریزک زندانی بوده پس از آزادی از این بازداشتگاه به عنوان گوانتاناموی ایران یاد کرده است. او که به گفته خود روز 18 تیر بازداشت شده بود در وبلاگش نوشته است که حدود 200 نفر در این بازداشتگاه بوده اند و تمام در و دیوار این سوله ها خونی بود.

رضا یاوری که به دلیل وحشت از بازداشت مجدد با اسم مستعار می نویسد، توضیح داده است که: "اصلا جا نبود که بشینی تمام در و دیوار خون بود تو این اوضاع و احوال کسانی که تو اتاق بودند شروع به گریه و زاری و ناله کردن و گفتن یک نفر مرده. صدا از ته اتاق میومد ولی همه به هم چسبیده بودیم و نمیتونستیم تکون بخوریم. نگهبانای لباس شخصی اومدن تو و لامپارو شکوندن در تاریکی مطلق شروع کردن زدن. هر کی جلو دستشون بود میزدن نیم ساعت حسابی کتک زدن. چند نفر از شدت کتک خوردن به کما رفتن شاید هم مردن. بعدش چند تا چراغ قوه روشن کردن وانداختند تو صورت ما ها گفتند اگه صداتون دراد این باتوم ها رو میکنیم.. باورم نمیشد. فکر میکردم دارم کابوس میبینم صادق که انگار ارشدشون بود جنازه اون کسی رو که مرده بود رو برداشت و تکیه جنازه رو داد به دیور چراغ قوه رو انداخت رو صورتش گفت ما حکم کشتن شما رو داریم و... گفت شما محاربه هستید. میدونید محاربه یعنی چی. یه نفر از اون جلو که پسری بود حدود 16. 17 سال سن داشت گردنش رو گرفت به اینا بگو محاربه یعنی چی! گفت نمیدونم. گفت غلط کردی ندونی ! شروع کرد به زدنش گفت بگو. بگو بگو. اونقدر زدش که از حال رفت. میگفت یعنی شیطان. یعنی خطا کار. انقدر زدش که چند نفر شدیدا اعتراض کردن. که اونها هم در حد مرگ کتک خوردن

بر اساس گزارش این شاهد عینی به بازداشت شدگان گفته بودند که از مسواک و توالت خبری نیست و باید در همان سوله ها رفع حاجت نمایند."

رضا یاوری خبر از کشته شدن 4 نفر در سوله ای که بوده داده و نوشته است: "هیچ آدم سالمی بین ما نبود و همه خون یا رو صورتشون لخته زده بود مثل من. یا چشمشون باد کرده بود مثل من. یا مثل خیلیا دست پاشون شکسته بود. به دلیل تاریکی مطلق من خیلی ها را نتونستم ببینم وقتی که در رو باز میکردند با دیدن نور چشممون شدیدا احساس ناراحتی عجیبی میکرد. فردای اون روز و روزهای دیگه رو به بدنرین شکل که توضیحش زمان بسیار میخواهد گذروندیم. به ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم هر روز که نمیدانیم شب بود یا روز بود ! یک گونی ته مانده غذا که آن را با اشتیاق میخوردیم به ما میدانند. که داخلش تکه های نان. سبزی. برنج بود میدادند. که شخصی بین ما بود بنام دکتر زارع که میگفت یک پزشک است و مسئول تقسیم غذا بود. من ایشان و تعداد زیادی از هم بندانمان را که چند روز بود فقط صدای آنها را میشندم از صدا میشناختم تا اینکه بعد از چند روز صادق آمد و چند لامپ با خود آورد و ما را بعد از چند روز به محوطه کمپ برد."

بر اساس نوشته یاوری آنها را برای این از سوله خارج کرده بودند که کثافت ها و مدفوع خود را بیرون بریزند.

به گفته این شاهد عینی مرتضی سلحشور، مراد آقاسی، محسن انتظامی، رضا فتاحی، حسن شاپوری و میلاد فاقد فامیلی در این بازداشتگاه جان سپرده اند.

رضا یاوری در نوشته دیگری به اسامی چند تن از زندانیانی که در بازداشتگاه کهریزک بوده اند اشاره کرده است. بر اساس نوشته او "اسدالله زارع، حمید لولاگر، افشین اسمی ـ که به گفته یاوری اوضاع جسمی مساعدی نداشت ـ احسان شبستری، احمد نیکخواه، رضا عنایت، امین عزیزی ـ که به گفته خودش از پرسنل نیروی انتظامی بوده ـ حمید رضوانی، هومن احمدی که 18و 19 ساله بوده و به گفته یاوری از همه سیاسی تر و اصلا نترسیده بود ومیگفت اگر آزاد شوم بازدر تظاهراتها شرکت میکنم و وقتی او را میزدند میگفت یا حسین میر حسین، در کهریزک زندانی بوده اند."

یاوری همچنین خبر از زندانی بودن شخصی "مهم" در کهریزک داده و نوشته: "یه شخص مهم دیگه ای هم که آدم پا به سنی بود و فیزیک چهرش مثل آدم سیاسی ها و مسئولان بود که خودش رو معرفی نکرد و روز سوم چهارم اومدن بردنش. واقعا بهش نمیومد که اهل تظاهرات و اینا باشه و با هیچکس هم بحث نمیکرد. لباس شخصی های داخل زندان هم زیاد نمیزدنش."

هیچ کس مسولیت نمی پذیرد

خبر دستور تعطیلی این بازداشتگاه مخوف در حالی اعلام شده است که پس از کشته شدن محسن روح الامینی در زیر شکنجه، نمایندگان مجلس خواهان بازدید از زندانها و بازداشتگاهها شدند. با اعلام تعطیلی بازداشتگاه کهریزک بازدید از این بازداشتگاه نیز منتفی شده است. در حالیکه اخبار شکنجه و شهادت بازداشت شدگان در این بازداشتگاه تاثر و نگرانی شدید افکار عمومی را برانگیخته است اما مسولان امر تنها به اعلام خبر تعطیلی آن اکتفا کرده و تاکنون درباره جنایت های صورت گرفته در آن سکوت اختیار کرده اند و هیچ نهاد و مقامی، مسولیت این بازداشتگاه و جنایات آن را بر عهده نگرفته است.

علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی در این خصوص گفته است: مهم تر از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک شناسایی و معرفی افراد مقصر در مرگ زندانیان حوادث اخیر است.

خبرگزاری مهر به نقل از این نماینده مجلس گزارش داده است که اگر صرفا به تعطیلی یک بازداشتگاه بسنده شود، مجددا افراد مزبور به کار خودشان در جاهای دیگر ادامه می دهند و چیزی عوض نمی شود.

داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس نیز به پارلمان نیوز گفته است: این بازداشتگاه در حد یک انبار است و به شکل غیر قانونی افراد در آن نگهداری می‌شوند. وی با اشاره به گزارش مطرح شده در فراکسیون درمورد این بازداشتگاه گفته است:متاسفانه افراد بسیاری در حال حاضر در این بازداشتگاه نگهداری می‌شوندکه به دلیل کمبود امکانات اولیه بهداشتی بیماریهای متعددی از جمله بیماری‌های عفونی شایع شده و افراد مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

قنبری تصریح کرد:رهبر انقلاب هم پس از اطلاع از وضعیت اسفبار این بازداشتگاه دستور بستن آن را داده‌اند که امیدواریم این بازداشتگاه تعطیل و زندانی‌ها به جای بهتری منتقل شوند.

بازداشتگاه کهریزک دومین بازداشتگاه غیرقانونی است که طی سالهای اخیر پس از افشای شکنجه ها و جنایات صورت گرفته در آن تعطیل می شود. پیش از این در پرونده وبلاگ نویسان و سایت های اینتر نتی نیز پس از آزادی بازداشت شدگان مشخص شد آنها در بازداشتگاهی غیر قانونی در خیابان کتابی نگهداری می شدند. آن بازداشتگاه نیز که در لیست بازداشتگاههای رسمی کشور نبود و رئیس قوه قضائیه به گفته خودش از وجود آن بی اطلاع بود، به دستور شاهرودی تعطیل شده است. هر دو این بازداشتگاهها توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی ایجاد شده بودند.

اسامی زندانیان کهریزک

از سوی دیگر پایگاه اینترنتی امیرکبیر لیستی 14 نفری را منتشر کرده که در این بازداشتگاه زندانی بوده و به زندان اوین منتقل شده اند. بر اساس این گزارش اسامی عینا از روی صحبت های یکی از مامورین زندان اوین که نام های بازداشت شدگان را اعلام کرده، نوشته شده است.

لیست اسامی خوانده شده که به نوشته سایت امیرکبیر به سختی از فایل صوتی نوشته شده واحتمالا در ثبت اسم ها در زندان و یا گفتن اسامی اشتباه رخ داده، به شرح زیر است:

[نام پدر بلافاصله بعد از نام و نام خانوادگی شخص نوشته شده]
داود منصوری اسماعیل
بهزاد انصاری پور نصرالله
حامد زندی فر امام حسین
علی داور علی عزیز
مهرداد نوایی امیر حسین
سامان گنجی داود
فرامرز مفاخری احمد
هادی روشن دل محمود
حافظ محتاج بهروز
بهمن امیدوار حسن
امید رسولی کوبنده اصغر
محمد حسن رشیدی نیا عباس
حافظ سلطانی حسین
کریم آرش توفیق
بابک زینالی کریم
محمد کامرانی علی
مشیر هاشمی محمدرضا
علیرضا شیخ سبزرودی بهرام
عبدالرضا کرمی نوری محمد علی
محمود رجب نژاد علی
مسلم عبدی کریم
پیمان شهنایی شهبد
مشکات جعفری محمود
اسحاق رضایی امام علی
محمد صادق لو منصور
امید میر امینی داود
مصطفی موسوی سید جعفر
نادر نجفی ایوب
محسن محمدی لهراسب
محمد فرخی یگانه عبدالحسین
حمیدرضا متوسلیان امین
محمود آقا بالا زاده مسعود
مرتضی سهرابی علی محمد
سید حسین بنی هاشمی اله رحم
نادر احمدی بیژن
محمد کمیل ضیاء الدین
سیاوش یوسف راهی امان الله
شهرام صادقی فرامرز
ارژنگ صادقی حمید

مجتبی رفیعی مسعود
عماد یگانه محمود
نادر عمره عباس علی
اکبر طاهری محمد علی
محمد محمد پور حیدر
حسین باغبان ولی الله
اکبر عنایتی قیاس
مهرداد نادم جبار
عمران میر امینی داود
علی دلیریان حسین
علی جلیل وند محسن
علی نجاری عرض الله
شهرام کردستانچی بهرام
مهرزاد حقی پور علی
بهداد عباسی کمال
حمید نادری محمد باقر
یوسف امامی عبدالله
سجاد نوری محمد آبادی عباس
شاهرخ شمس افشار علی
رحیم ترابی علی
محسن قندانی محمد
محمد کیانی خدارحم
عرفان نظری احمد
قاسم رنجبر مهربد
رضا احمدی وجیه الله
احمد زمان پور محمد
حامد نادری غلام رضا
بردیا رضایی عباس
وهاب غفاری محمد علی
سعید گردعلی محمد نوش
هادی فرزین طالب
سجاد ایاذی محمد
شهرام زحمتکش علی
محمد گل محمدی اسماعیل
مجید عابدی حسن. صادق مروتی محمد
مسعود بیات محمد رضا
محمد مهدی روشناسان محمد حسن
آریا رنجبر شریف
علیرضا اصفهانی رضا
اشکان اسماعیلی حسین
پیمان کارگر مصطفی
علیرضا چامپلاغی محمد حسین
مهدی شاپوری عباس
امیر اصغری صادق
مازیار زاغی مسلم
علی بخشایش مجید
رضا توکلی غلامحسین
حسین اصفهانی نعمت اله
طاها زینالی قنبر
علی اکبر خوش اخلاق حسین
مسعود علیزاده اسحاق
هومن رجبی احمد
سجاد علیزاده ابراهیم
بهنام رضایی محمد
قاسم اکبری ایرج
صابر معصومی محمد حسین
مجتبی صادقی محمد باقر
حمید رضا کمالی اکبر
ساعد ملک زاده علی
مهدی پهلوان زمان
غلامرضا طاووسی ابولقاسم
فرهاد پاسداری رحیم الله
مسعود ابراهیمی امیر
میرزا علی اکبری فضل اله
علیرضا اردلان فریدون
مهدی بهمن زاده بهمن
امید کاظمی علیرضا
امید آغک پور کریم
حامد دبتنی غلامحسین
علی ولی زاده یداله
جواد قربانی عبدالحمد
محسن دهقانی عبداله
کیوان ظفر بخش جهانبخش
سید میلاد حسینی سید داود
رضا ذوقی عزیز
فرید ابراهیم زاده عزیز
حسین امامی کاظم
مرتضی بنایی تراب
سید اشکان خراسانی سید مهدی
رضا فاضلی حسن
علیرضا حسینیان محسن
وحید وکیلی زکریا
علی شمس الدینی محمد
شاهین فتحی ابراهیم
مهرداد گنجی عبداله
سید مهدی شریفی محمد
نیما وزیری رحمت اله
سامان مکفی حمید رضا
جعفر حسین نژاد محرم
مجید رحیمی اسلامی محمدرضا
رضا ابراهیم زاده علی
روح الله شکری ستار
حمید حجار خواه غلامرضا
محسن صیادی اصفهانی

محسن عسگرپور احمد
وحید قربانی نژاد محمدرضا
احمد بلوچی عبدالحمید
سعید شکوری پرویز
روح اله برزگر گلچنی سلیمان
حامد فولادی محمد علی
سید احمد رویانی سید جواد

مرتضی محمدی حبیب اله



بازگشت به صفحه اول

Tuesday, July 28, 2009

Petition

Investigation into crimes committed by Ali Khamenei

View Current Signatures - Sign the Petition


To: Prosecutors of the International Court of Justice

Dear Madams/Sirs, Prosecutors of the International Court of Justice,

Based on the constitution of the Islamic regime ruling Iran, Ali Khamenei, the leader designated as The Absolute Theocratic Guardianship, has unlimited authority, his commands must be unconditionally enforced and he cannot be challenged or opposed in any way. As such, Ali Khamenei acts in nothing more than in his own self-interest, in dereliction of his duty to safeguarding the lives, property and dignity of the people of Iran and maniacally runs rough shod over our nation; and with the aid of his oppressive henchmen, they add to the multitudes of the tortured and murdered of this land. This is a dictator whose inept and brutal policies has stiffled any expression of dissent and has squarely put our country in the path of destruction.

This suffocation and continued injustice has drowned out the voices of protesting groups such as the legions of workers, teachers, students, writers, journalists, bloggers, etc. Each day the number of the executed and tortured, in the prisons increases, all simply as a result of differences of opinion or opposition to the regime’s course of action.

As a result, in view of the recent warrant issued by your court, in the case of Omar al-Bashir, the criminal leader of The Sudan, we the below signatories, call upon you to also investigate crimes committed by Ali Khamenei, and to also issue a warrant for his arrest.


دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه

از آنجا که بر اساس قانون اساسی رژیم اسلامی حاکم بر ایران، علی خامنه ای رهبر این رژیم به عنوان "ولایت مطلقه فقیه" اختیارات نامحدود دارد و احکام او لازم الاجراست، هیچ نیرویی توان مقابله با خواست او را در این کشور ندارد. بر این پایه، علی خامنه ای به عنوان یک رهبر خودکامه، بی اعتنا به جان و مال و ناموس مردم ایران، دیوانه وار بر این کشور فرمان می راند و به یاری ایادی سرکوبگر خود روز به روز بر شمار شکنجه دیدگان و کشته شدگان این سرزمین می افزاید. او دیکتاتوری است که با سیاست های نادرست و سرکوب هر صدای مخالف خود، کشور ما را در آستانه ویرانی کامل قرار داده است.

این خفقان و سرکوب های وحشیانه موجب شده که فریاد گروههای معترض اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان، نویسندگان و وبلاگ نویسان راه به جایی نبرد و هر روز بر شمار شکنجه شدگان و اعدامیان در زندان ها که تنها به دلیل اختلاف عقیده و مخالفت با مشی و عملکرد مسئولان این رژیم بازداشت شده و در زندان به سر می برند، افزوده گردد.

از این رو ما امضا کنندگان زیر، با توجه به حکمی که آن دادگاه محترم در باره "عمر البشیر" رهبر جنایتکار سودان صادر کرده است، خواهان رسیدگی به جنایات علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و صدور حکم مقتضی برای وی هستیم.

Sincerely,

The Undersigned

View Current Signatures

Monday, July 27, 2009

Mossadegh


We Iranian never forget our leaders who fought for our rights.

Tribut to Iranian Women